تبليغاتX
کاشان سبز
من چه سبزم امروز
 بررسی دقیق كارنامه و هزینه صدها میلیونی یكی از رسانه ها كه با پول بیت المال و بودجه جوانان اداره می شود، میزان پاكدستی این رسانه را مشخص می كند.

شبكه خبری برنا وابسته به سازمان ملی جوانان ایران كه زیر نظر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) فعالیت می‌كند، فعالیت آزمایشی خود را در روز خبرنگار، ۲۰ مرداد ۸۶ آغاز كرد و دو هفته بعد در روز جوان با دستان "محمود احمدی نژاد" افتتاح شد.

به گزارش خبرنگار "آینده"، این شبكه خبری ابتدا با رویكرد مسایل جوانان وارد عرصه خبری كشور وارد شد، اما با گذشت حدود یك سال از آغاز كار آن و نزدیك شدن به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، برخی فشارها برای تغییر رویكرد این شبكه خبری از اخبار جوانان به اخبار سیاسی افزایش یافت. اولین اقدام در این راستا، تغییر مدیرعامل سابق و مدیرعامل شدن یكی از خبرنگاران سابق روزنامه كیهان و از نزدیكان "صفار هرندی"، وزیر ارشاد دولت نهم و بهداد، مدیر عالم ایرنا بود.

روند تبلیغات گسترده برای دولت تا انتخابات ادامه یافت، اما پس از آن، یكباره سیر نزولی خود را آغاز كرد. و تولید و پوشش خبری آن نیز حدود 60 درصد كاهش یافت.

گفته می شود، اكنون با توجه به سرگرم بودن مسئولان سیاسی كشور به تنش های سیاسی موجود و به ویژه وضعیت دارای ابهام مدیریت سازمان جوانان، نظارت باید و شایدی بر عملكرد این شبكه خبری و چگونگی هزینه شدن این بودجه میلیونی نمی شود.

در این حال مهدی صادقی، مدیر سابق صفحه اول "برنا" در گفتگو با "آینده" اظهار داشت: «از آنجا كه خبرگزاری "برنا" زمانی تأسیس شد كه راه اندازی خبرگزاری دولتی ممنوع بود، این خبرگزاری به عنوان زیر مجموعه "ایرنا" مطرح شد و از آن جا كه در سازمان ملی جوانان هم بودجه ای برای این خبرگزاری تعریف نشده بود، قسمتی از بودجه های بخش های مختلف سازمان جوانان نظیر ردیف های بخش فراغت، ازدواج، مسكن و اشتغال جوانان به این خبرگزاری تعلق گرفت كه بودجه سال آن به حدود یك میلیارد تومان بالغ می شد.

وی اظهار داشت: با وجود آن كه در ابتدا طبق نظر حجت الاسلام حاج علی اكبری، موضوعات جوانان با برخی ابتكارات در این خبرگزاری مطرح می شد، اما با نزدیك شدن به انتخابات، كار رنگ و بوی دیگری گرفت. به ویژه كه مدیر عامل جدید ارتباطاتی در دولت داشت. به عنوان نمونه، آقایان صفار هرندی و محصولی را پس از وزیر شدنش به خبرگزاری آورد، این رویه را دنبال می كردند و پشتشان هم به حمایت مقامات سیاسی گرم بود.

مدیر صفحه سابق "برنا" افزود: حجت الاسلام حاج علی اكبری نیز از رویكرد انتخاباتی گلایه داشت و در مقطعی اظهار كرد، من خود طرفدار آقای احمدی نژاد هستم، اما شما حجت شرعی به این گونه عملكرد ندارید كه از همین رو برخی دوستان متعهد مثل آقای صالحی، سردبیر "رجانیوز" نیز این خبرگزاری را ترك كردند.بعد از این موارد، یكی از مقامات ارشد و جنجالی دولت از رئیس سازمان جوانان خواسته بود مانع اقدامات این طیف نشود كه حاج علی اكبری اظهار می كند، پس همه رفتنی هستیم و به اعتقاد من علاوه بر مشكلات جسمی، عدم حضور آقای حاج علی اكبری در دولت، به این موارد هم مربوط است.

وی با اشاره به مخارج سنگین دوره انتخابات در "برنا" گفت: در مقطعی از روزهای پیش از انتخابات، روزی تنها 3 تا 4 میلیون تومان برای ارسال پیامك هزینه می شد و CDهای تبلیغی و تخریبی درباره كاندیداها نیز تكثیر و توزیع می شد. اما جالب اینجاست كه بعد از انتخابات كه آن مخارج هم نیست، هنوز تنخواه حدود 20 میلیون تومان در ماه ادامه دارد و باید پرسید كه این بودجه در كجا هزینه می شود؟

این مدیر سابق شبكه خبری "برنا" با اشاره به روند اختصاص دستمزد به خبرنگاران گفت: در گذشته به اكثر خبرنگاران حقوقی بالاتر از دستمزد آنان به نام آنان گذاشته می شد، اما بخشی از آن پس گرفته می شد تا هزینه افراد حق التحریر از محل آن تأمین شود. اما اكنون كه قرارداد این افراد نیز منعقد شده، همچنان این روند ادامه دارد كه شائبه اختلاس ایجاد می كند. چرا كه پس از پرداخت حقوق، خبرنگاران بخشی از آن را به حسابی در اختیار مدیرعامل می ریزند و البته مشخص نیست این مبالغ چگونه هزینه می شود.

وی با اشاره به برخی رفتارهای انجام شده با پرسنل اظهار داشت: طی چند ماه اخیر نزدیك به 30 تن یا اخراج شده اند و یا فشارهایی نظیر كاهش حقوق و خدمات و برخوردهای نامناسب با آن ها انجام شده تا خود آنها ناگزیر این خبرگزاری را ترك كرده و قادر به شكایت هم نباشند.

صادقی با ذكر مثالی اظهار داشت: در حال حاضر، سازمان ملی جوانان ماهانه قریب 8 میلیون تومان در وجه نقلیه "ایرنا" می ریزد كه پس از كسر 3 میلیون تومان، 5 میلیون تومان باقی در اختیار برنا قرار می گیرد و این در حالی است كه كل هزینه ایاب و ذهاب این خبرگزاری حدود 1 میلیون تومان است.

وی در پایان خواستار برخورد جدی مهرداد بذپاش، رئیس جدید سازمان جوانان با برخی تخلفات شد.

منبع:سایت آینده
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 23:51  توسط سبزها  | 

عید فطر مبارک

عیـــد رمضان آمـــد و مــاه رمضـــــــان رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 4:53  توسط سبزها  | 

در این باره، با خانم معصومه خوش‏دولتان، همسر آقای الویری، گفت‏ و گو می‏کنم و از ایشان می‏پرسم که پس از بازداشت دیروز، چه اطلاعی از آقای الویری دارند؟

تماس تلفنی کوتاه یک دقیقه‏ای با خانه گرفت.

مضمون تلفن ایشان چه بود؟

گفت که اوین است و خواست دستگاهی را که دکتر به خاطر نرسیدن اکسیژن برای او تجویز کرده بود؛ برایش ببریم. چون گاهی شب‏ها اکسیژن خوب به ایشان نمی‏رسد و هفته‏ای چند شب از این دستگاه استفاده می‏کند.

به شما نگفتند که کی آزاد می‏شوند؟

من پرسیدم. جوابی نداد.

گویا خانواده‏ی شما و آقای خامنه‏ای، معاشرت و روابط نزدیک داشته‏اند. همین‏طور است؟

بله، آقای خامنه‏ای از قبل از انقلاب دوستی عمیقی با پدر من داشت و هروقت که از مشهد می‏آمد؛ در منزل ما اقامت می‏کرد. ما خودمان از مریدان ایشان بودیم. خود خانم آقا، من و پدر و مادر مرا می‏شناسد. زمانی که آقای خامنه‏ای رییس جمهور بود، ما همسایه‏ی ایشان بودیم. خانم همیشه به یاد لطف‏هایی که پدر من در حق بچه‏های ایشان داشت؛ بوده. چون پدرم کارگاه و کارخانه‏ی بافندگی داشت؛ هدایایی برای بچه‏ها به مشهد می‏فرستاد. هم آقا و هم خانم، همیشه خود را مدیون خانواده‏ی ما می‏دانستند و رفت و آمد داشتیم.

گویا صیغه‏ی عقد شما را نیز آقای خامنه‏ای خوانده است.

بله، همین‏طور بوده‌است. در فروردین ۱۳۵۶‏، پدرم برای قرائت خطبه‏ی عقد ما از آقا دعوت کرد. نوار کاستی هم دارم که آقای خامنه‏ای در توصیف دو فرد تحصیل‏کرده صحبت می‏کند. چون من خودم همان سال از دانشگاه فارغ‏التحصیل شده‌بودم. آقای الویری هم که مهندس دانشگاه شریف بود. آقای خامنه‏ای کلی در تمجید دو جوان انقلابی مسلمان صحبت کرده است.
هنوز هم و حتا بعد از انتخابات نیز که آقای الویری با دوستان خدمت ایشان رسیده بوده، باز یادی از آن روزها کرده بود و احوالی از عموجان و پدر من پرسیده بود.

با این اوصاف، دستگیری آقای الویری را چگونه تعبیر می‏کنید؟

آقای الویری قبل از انقلاب، پنج بار سابقه‏ی دستگیری داشته است. پنج ماه در اوین در انفرادی بود؛ شش ماه در زندان قزل‌قلعه بود و برای برپایی نظام جمهوری اسلامی از جان و جوانی و همه‏چیزش گذشته است. به خاطر مبارزات با شاه، در حالی که مهندس دانشگاه بود، به سربازی صفر فرستاده شد.

در سال ۵۶ نیز با گذرنامه‏ی جعلی، برای دیدار امام، به نجف رفتیم. آقای دعایی میزبان‏ ما بود و طی آن مدت، چندین دیدار خصوصی با امام داشت. بعد از بازگشت از نجف، با توصیه‏ی امام خمینی، به دیدار آقای مطهری رفت و شاگرد خصوصی ایشان بود.
شهید بهشتی بارها در محافل مختلف از ایشان تعریف و تمجید کرده است. زمانی که ایشان شهردار و یا نماینده‏ی تهران بود؛ مردم از ایشان به عنوان فردی انقلابی، زحمت‏کش، انسان و مهربان یاد می‏کنند.

ظاهراً، دستگیری ایشان در ارتباط با فعالیت‏شان در کمیته‏ی پیگیری بوده است؟

در کمیته نیز شب‏ها و روزها، بدون کوچک‏ترین چشم‏داشت مادی، صرفاً برای رسیدگی به معضلات جامعه، معضلات خانواده‏هایی که دو ماه است فرزندان آنان به هر صورت، برای مراسمی چه حق و چه ناحق، صدمه دیده‏اند، کار کرده است.

کمیته‏ی امداد برای زندانیان معتاد و یا زندانیان محبوس به خاطر چک‏برگشتی پول جمع می‏کند که خانواده‏های آنان در شب‏های ماه رمضان راحت باشند. ایشان نیز مرتب به کمیته‏ی مجلس و شورای شهر رفت، برای این که نه از کسانی که چه کردند یا نکردند؛ بلکه از خانواده‏های آسیب‏دیدگان حمایت کند. یعنی همان کاری که کمیته‏ی امداد می‏کند. وگرنه، هم آقای بهشتی و هم آقای الویری بیکار نیستند.

در کمیسیون بودجه، میلیاردها دلار زیر دست ایشان بوده است. یک دلار آن را در مجلس سوم، خلاف نکرده است. شهردار تهران بوده، بدون این که آجری روی آجر خانه‏ی پدرش اضافه کند.
من برای جامعه متأثرم که چنین فردی را دستگیر کنند و در سلول انفرادی اوین نگاه دارند و جامعه را از داشتن او محروم کنند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 19:27  توسط سبزها  | 

دكتر«عبدالكريم سروش» آدم رندي است.حوب مي داند چه حرفي چه كسي را و چه موقع خشمگين مي كند.اين فيلسوف و محقق بزرگ معاصر سالها در كشور ايران و در بين روحانيون و سياستمداران امروز و ديروز و ايران زندگي كرده و روحيات و اخلاق فردي اكثر آنها را به خوبي مي شناسد.ضمن اينكه سالها تحقيق و پژوهش در حوزه هاي متفاوت علوم انساني و پايه  آنقدر از شناخت را در وجود او نهادينه كرده است كه در رفتار شناسي سياستمداران ،كمتر احتمال خطا در پيش بيني هايش وجود داشته باشد.

«سروش» به فراست در يافته بود؛ جنبش سبز ايران به يك خط و نشان كشيدن خشمگينانه و البته عاري از حقيقت و سرشار از ترس توسط رهبر بزرگ جنبش «كودتا» و «سركوب» نياز دارد.از طرف ديگر رسانه ها اطلاع داده بودند كه نماز جمعه اين هفته تهران توسط ليدر اصلي ورهبر بزرگ جريان فوق اقامه خواهد شد.در چنين شرايطي دست يافتن به مقصود اصلي جنبش سبز نياز به يك سخن يانامه ماهرانه اي داشت كه به موقع و به جا با زيباترين بيان توسط دكتر«سروش» در بهترين زمان ممكن نوشته شد و الحق و والانصاف كه كار خود را هم به خوبي انجام داد.

حالا بيش از پيش رجز خوانيهاي پوشالي و از سر ترس  خطيب ترسو و مضحك جمعه بيستم شهريور هشتاد وهشت به دلير مردان و شير زنان جنبش سبز و مدني ايران نويد مي دهد كه عمر استبداد ديني  و ديكتاتوري ايستاده بر پايه هاي لذت و شهوت سپاه پاسدارن ايران رو به پايان است و اين رجز خوانيها و چنگ و دندان نشان دادن هاي رهبر و فرماندهان سپاه پاسداران ايران تلاشهاي مضبوحانه اين بيمار در حال احتضار است.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 21:41  توسط سبزها  | 

عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد.

صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند.

قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدند

وجهانیان یک چشم خشم ویک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.

چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت.

 شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت.

 

آقای خامنه ای،

که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟             ز گنج خانه شده خیمه بر خراب زده

وصال دولت بیدار ترسمت ندهند      که خفته ای تو در آغوش بخت خوابزده

درین قحط سال فضیلت و عدالت همه از شما شاکی اند و من از شما متشکرم. "زان یار دلنوازم شکری است با شکایت." نه اینکه شکایتی نداشته باشم. دارم و بسیار دارم اما آنها را با خدا در میان نهاده ام. گوشهای شما  چندان از ستایش و نوازش مداحان پر و سنگین شده است که جایی برای صدای شاکیان ندارد. ولی من از شما بسیار متشکرم. شما گفتید که "حرمت نظام هتک شد" و آبروی آن به یغما رفت. باور کنید که در تمام عمر خود خبری بدین خوشی  از کسی نشنیده بودم. آفرین بر شما که نکبت و ذلت استبداد دینی را اذعان و اعلام کردید.

شادم که آخر الامر آه سحرخیزان به گردون رسید و آتش  انتقام الهی را برافروخت. شما حاضر بودید آبروی خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به دیانت و نبوت پشت کنند اما به ولایت شما پشت نکنند. شریعت و طریقت و حقیقت مچاله شوند اما ردای ریاست شما چین و چروک نخورد. اما خدا نخواست. دلهای سوخته و لبهای دوخته و خونهای ریخته و دست های بریده و دامانها ی  دریده نخواستند و نگذاشتند. پاکان و پارسایان و پیامبران نخواستند. محرومان و مصلحان و ستم کشیدگان و ستم ستیزان نگذاشتند.

"پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن،" قصه جمهوری ولایی شما بود. و اینک خدا را شکر که پرده عصمت دروغین این دیو دریده شد. رازش فاش و مشتش باز شد و تردامنی اش بر آفتاب افتاد. و جهانیان با خشم و حیرت آن را برهنه مشاهده کردند.

آقای خامنه ای،

می دانم که روزهای تلخ و سختی را می گذارنید. خطا کرده اید، خطایی سخت. تدبیر این خطا را من دوازده سال پیش به شما نشان دادم. گفتم آزادی را چون روش برگیرید. از حق بودن و فضیلت بودنش بگذرید. آن را برای رسیدن به حکومتی کامیاب به کار گیرید. این را که می خواهید؟. چرا شیپور را از سر گشاد می زنید؟ چرا میان مردم عسسان و خفیه نویسان و جاسوسان می گمارید تا ضمیر آنان را بخوانند یا به حیله و ترفند، سخنی از زیر زبانشان بکشند، و راست و دروغ و نارس و ناقص بشما گزارش دهند؟  مطبوعات را، احزاب را، انجمن ها را، ناقدان را، مفسران را، معلمان را، نویسندگان را ... آزاد بگذارید ، مردم به صد زبان حکایت خود را آشکارا خواهند گفت و پنجره های خبر و نظر  را بر روی شما خواهند گشود وشمارا در تدبیر ملک وتنظیم نظام یاری خواهند کرد. مطبوعات را خفه نکنید. آنها ریه های جامعه اند. اما شما از بیراهه و کژراهه رفتید. و اینک در طلسم تهلکه ای افتاده اید و قربانی نظام بسته ای شده اید که دیرگاهیست خود آن را آفریده اید، که نه نقد در آن می روید نه نظر، نه علم نه خبر. گمان می کنید با خواندن بولتن های محرمانه و گوش کردن به مشاوران گوش به فرمان، خبرهای کامل و جامع را به چنگ می آورید. اما هم انتخاب خاتمی هم انتخاب سبز موسوی باید به شما نموده باشد که افیون استغنا وافسون استبداد، زیرکی و دانایی را از شما ستانده است. و اینک برای جبران آن گناه ناشی از جهل ناشی از استبداد، دست به ارتکاب  گناهان بزرگتر می زنید. و خون را به خون می شوئید مگر طهارتی حاصل کنید.

 خیانت و تقلب کم بود دست به قتل و جنایت بردید، خیانت و جنایت بس نبود تجاوز به زندانیان را بر آن افزودید، قتل و تجاوز و تقلب هنوز کم بود تهمت های جاسوسی و ناموسی را هم بر آن اضافه کردید. درویشان و روحانیان و نویسندگان و دانشجویان را هم امان ندادید و از دم تیغ گذراندید. عاقبت هم به جانیان و بانیان جایزه دادید و به ریش همه خندیدید  و ریش سرباز بی نوایی را گرفتید که چرا ماشین ریش تراشی را به سرقت برده است!

 از صبر خدا در شگفت بودم. می دانستم که

 لطف حق با تو مداراها کند                        چونکه از حد بگذرد رسوا کند

می دانستم که مادران داغدار و پدران سوگوار در خفا می سوزند و می گریند و به زبان حال و قال با خدا می گویند:

 ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک  ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا ( خداوندا ما را از این محیط پرستم نجات بخش وبرای ما یاوری بفرست.)

می دانستم که "چه دست ها که ز دست تو بر خداوند است." زندانها معبد بود و عابدان روز و شب در سجود، سقوط ولایت جایر را از خدا به دعا می خواستند (و می خواهند).

ندای آقا سلطان که به خاک شهادت افتاد و حنجره اش به گلوله ستم سوراخ شد به درگاه سلطان عالم  نالیدم که بازهم ندای خلایق را نمی شنوی؟ چون عیسی بر صلیب گله کردم که "خدایا چرا ما را رها کرده ای"، مگر سیاهکاران را نمی بینی که سبزها را سرخ کرده اند، مگر عبوسان و ترش رویان را نمی نگری که شیرینی ها را تلخ کرده اند، سوختن خرمن امنیت  و کرامت انسان را می نگری و ذلت اعتراف زندانیان و شوکت شریرانه ستمگران را می بینی و بازهم استغنا می ورزی؟

تا روزی که آن اقرار مجبورانه و مکروهانه یعنی آن کلمات سه گانه را شنیدم: "هتک حرمت نظام" ،که چون حدیث سرو و گل و لاله و چون ثلاثه غساله جان بخش بود. گویی کلمات آن خطیب نبود. کلمات تو بود خدایا که در خطابه جاری شد. دانستم که دست به کار اجابت شده ای و باد را فرمان داده ای تا آتش را به کشتزار فرومایگان  ببرد. سجده کردم و سپاس گزاردم که

آفرین ها بر تو بادا ای خدا               بنده خود را ز غم کردی جدا

آتشی زد او به کشت دیگران                       باد آتش را به کشت او بران

آقای خامنه ای،

 می خواهم به شما بگویم دفتر ایام ورق خورده است و بخت از نظام برگشته است ، آبرویش به یغما رفته است و طشت رسوائیس از بام تاریخ افتاده است. کشف عورت شده است. خدا هم از شما رو گردان شده و ستاریت خود را باز گرفته است. آن دلیری ها که در کنج خلوت و در پرده تزویر می کردید فاش شده است. آه جگرسوختگان و جان باختگان و دهان دوختگان کارگر افتاده است و دامان و گریبان شما را سوخته است. خائفم که بگویم باب توبه هم به روی شما بسته شده است. شریعت هم از شما شفاعت نخواهد کرد که مشروعیت از شما گریخته است. ایران سبز از این پس دیگر آن ایران سیاه و ویران نیست. سبزی وسپیدی  این جنبش به عنایت و اجابت الهی بر سیاهی جور شما پیشی گرفته است. خاک و آب و آتش و ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا به فرمان خدا بر علیه شما بشورند.

 سالها اعوان و انصار شما زیر چتر حمایت و ولایت شما چون شغالان گرسنه در پوستین خلق افتادند و امنیت و عدالت را از مردم ربودند، دهانشان را بستند، عزتشان را ستاندند، راحتشان را گرفتند، گلویشان را فشردند، خون در دل و اشک در چشمشان نشاندند، زهر قساوت را به آنان چشاندند و چون قومی اشغال شده به اسارتشان گرفتند، حقوقشان را پامال کردند، آزادیشان را به تاراج بردند، حرمتشان را شکستند، افکارشان را به سخره گرفتند، دینشان را وارونه کردند، کارخانه مقدس تراشی تراشیدند، و به نام دین خرافه فروختند، کامشان را تلخ و روزشان را شب کردند، دست خیانت در صندوق آراء شان گشودند، و پای اهانت بر کرامتشان نهادند، دانشگاه ها را به دست جهال سپردند، و بیت الاحزانی بنام صدا و سیما را از دروغ و تهمت  انباشتند، و درس غلامی و غمناکی به مردم دادند. نظر حرام نمودند و خون خلق حلال، اجتماعات دروغین و گزاف بر پا کردند، و لاف زنان به مردم دنیا فروختند که همگان عاشقان سینه چاک نظام ولایتند. در زندانها و قتلگاه ها از قتل و تجاوز و تعدی و ضرب و شتم و جرح و شکنجه آن کردند که مغولان نکردند، شرع و قانون را زیر پا گذاشتند، و علم جهل و تعصب برافراشتند، نادانان را بر کشیدند و دانایان را فروکوفتند، لذت را از جوانان و حرمت را از پیران دریغ داشتند، آیت الله های رنگین ساختند و فتاوای سنگین از آنان گرفتند تا  نویسندگان و ناقدان را به طناب توحش خفه کنند و به ساطور سبعیت بند از بند بگشایند،  در پی مالیخولیای دشمن ستیزی هر روز مهلکه ای و معرکه ای تراشیدند و جمعی را به بند کشیدند، و اقاریر مضحک بر زبانشان نهادند و کیفرهای مهلک بر جانشان.عمله استبدادنظامی و قضایی بیداد را به نهایت رساندند، گویی نظام قسم خورده بود که از صدام و حجاج چیزی کم نیاورد.

این مکرهای سرد و رندی های واژگونه و زیرکی های ابلهانه، و ستم های آشکار و نهان و زور و تزویر های گران و حق کشی ها و آدم کشی ها و تقلب ها و تخلف های پر عفونت ودراز مدت ، آتشی در وجدان رعیت افروخت که کاشانه ولایت را بسوخت. آن اعتراض پس از انتخابات نه "رزمایش" بود، نه" فتنه" و نه" مسجد ضرار" (که دارالضرب شما هر روز مهری بر آن می زند)، بل طغیان و غلیان غیرت بود بر علیه غارت. وجدانهای بیدار، بر رای خود، بر انتخاب خود، بر حقوق شهروندی خود، بر آزادی اندیشه خود، غیرت ورزیدند و بر غارتگران رای و حقوق و آزادی، آرام و متین شوریدند. دزدان سراسیمه بر خود پیچیدند،ولی ما  صدای خنده خدا را شنیدیم که در فضا پیچید. او از ما راضی بود. دعای ما را شنید و جانیان و بانیان را رسوا کرد. مرگ ترانه (موسوی)، ترانه مرگ استبداد بود.

آقای خامنه ای،

بارها حافظان ،حکام جائر زمانه را بزبان رمز موعظه کردند که:

با دعای شب خیزان ای شکر دهان مستیز                            در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی

و گفتند:

مکن که کوکبه دلبری شکسته شود                                     چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند

نشنیدند و عاقبتشان را شنیدی.

جنبش سبز برای آفریدن ایرانی سبز اکنون محکم نهاد شده است. چون شجره طیبه ای که پایی در زمین و سری در آسمان دارد و به اذن خدا در ثمر بخشی است (اصلها ثابت  و فرعها فی السماء – سوره ابراهیم). این جنبش شهید سبز خود، شعر و شاعر سبز خود، ادب و هنر و گوینده و گفتمان سبز خود را پیدا کرده است. محصول بیست سال جهاد فرهنگی و دردمندانه روشنگران و پیکارگران عرصه سیاست و فرهنگ است. بیهوده می کوشید با نظامی گری و انوری پروری به سبک سلطان سنجر و سلطان محمود آن را در هم بشکنید. خود را مگر بشکنید.

 این نه آن شیر است کز وی جان بری                       یا ز پنجه قهر او ایمان بری

 فرو ریختن رعب رعیت و زوال مشروعیت ولایت بزرگترین دستاورد شورش غیرت بر غارت بود و شیر خفته شجاعت و مقاومت را بیدار کرد. نه تطاول نظامیان نه تجاوز حرامیان،نه خاک افشاندن  در چشم مروت نه باد افکندن  درآستین ژنده قدرت، نه تکیه بر سبعیت حیوانی نه حمله به علوم انسانی، نه مداحی  مداحان مزدور نه شاعری شعر فروشان کم شعور ،هیچکدام قامت مقاومت را خم نخواهند کرد. استبداد دینی رسوای کفر و دین شده است. و در مزرع سبز جنبش هنگام دروی آن رسیده است. ما این را به دعا از خدا خواسته ایم وخدا با ماست.

برگشتن بخت و روزگار شاهدی شیرین تر از این ندارد که عیدهای شما همه عزا شده است. و هر چه روزی شما را می خنداند اینک می گریاند و می لرزاند. دانشگاهی که می خواستید به پابوس شما بیاید، اکنون به کابوس شما بدل شده است. تظاهرات خیابانی، اجتماعات آئینی، رمضان و محرم ،حج و روضه و ماتم همه برای شما نماد نحوست شده اند و به زیان شما روان می شوند.

ما نسل کامکاری هستیم.ما زوال استبداد دینی را جشن خواهیم گرفت. جامعه ای اخلاقی و حکومتی فرادینی طالع تابناک مردم سبز ماست.

ما آزادی را ارج خواهیم نهاد و قدر خواهیم دانست، همان آزادی که شما به آن ظلم کردید و قدرش را ندانستید و اکنون مظلمه اش را می برید. فاشیسم مشربان به شما فروختند که آزادی یعنی بوالهوسی و اباحی گری و لاابالی روشی. و ندانستید که شفای امراض مهلک نظام شما در این خجسته آزادی است. بی جهت بدنبال مفسدان اقتصادی می گردید (که در آن هم عزمی و جدیتی نیست). اگر مطبوعات را آزاد می گذاشتید، فسادها را رو می کردند و مفسدان جرات فساد نمی کردند. می گذاشتید نقد شما را بگویند تا شما هم به ورطه استبداد رای و نخوت شوکت و فساد قدرت در نمی افتادید. می گذاشتید سخن راستین مردم را با شما در میان بگذارند تا مستی بی خبری از سرتان بپرد. آنها مدارس میهن اند، نه "پایگاه دشمن." و چه باک که درهای مدارس باز باشد و شما هم در آن شاگردی کنید.

 ما دیانت را هم ارج خواهیم نهاد، همانکه شما آن را بازیچه مصالح قدرت خواستید و بنام آن درس غلامی و غمناکی به مردم دادید و ندانستید که شادی و آزادی با ایمان راستین همپیمانند و اجبار فقیهانه، حریت مومنانه را می ستاند و قدرت شریعت مدار هم قدرت و هم شریعت را فاسد می سازد. حکومت بر مردمی شاد و آزاد و آگاه و چالاک افتخار دارد نه رعیتی دربند و غمناک.

 

*************

 

با خود می گویم برای که اینها را می نویسم؟ برای نظامی که بخت از او برگشته و آب از سرش گذشته وتشنه در سراب مانده وخیمه بر خراب زده  و چشم نجابتش بسته و ستون صلابتش شکسته و از چشم خواص و عوام افتاده و طشت رسوائیش از بام افتاده است؟ و آنگاه به یاد می آورم کلام خالق سبحان را در ذکر حکیم که:

و اذ قالت امه منهم لم تعظون قوما الله مهلکم او معذبهم عذابا شدیدا قالوا معذره الی ربکم و لعلهم یتقون (آنان پرسیدند چرا کسانی را موعظه می کنید که خدا قطعا هلاک و عذابشان خواهد کرد، موعظه گران گفتند عذری است تا خدا ما را به گناه آنان نگیرد، شاید هم پند ما در آنان درگیرد – سوره اعراف 164)

بارخدایا تو گواه باش، من که عمری درد دین داشته ام و درس دین داده ام. از بیداد این نظام استبداد آئین برائت می جویم و اگر روزی به سهو و خطا اعانتی به ظالمان کرده ام از تو پوزش و آمرزش می طلبم.

ای خدای خرد و فضیلت! به صدق سینه مردان راستگو و به آب دیده پیران پارسا دعای ما را هم با دعای سحرخیزان و روزه داران و عابدان و صالحان همراه کن  و شکوه دردمندانه ما را بشنو و بر سینه های بریان و چشم های گریان  ستمدیدگان رحمت آور و بیش از این خلقی را پریشان و خروشان مپسند. دوستان خود را به دست دشمنان مسپار و خرد و فضیلت را از اسارت  این نامردمان به در آر

. باد را بگو تا خیمه استبداد را بر کند و آتش را بگو تا ریشه بیداد را بسوزاند. آب را بگو تا فرعون ها را غرق کند و خاک را بگو تا قارون ها را در خود کشد. ابرها وباران ها را بگو تا  رحمت و عدالت و شادی و شفقت بر این قوم مظلوم محروم ببارند و خارزار رذیلت ظالمان  را به گلزار فضیلت عادلان بدل کنند.

آب و دریا ای خداوند آن توست                     باد و آتش جمله در فرمان توست

گر تو خواهی آتش آب خوش شود               ور نخواهی آب هم آتش شود

تو بزن یا ربنا آب طهور                               تا شود این نار عالم جمله نور

 رمضان مبارک 1430 قمری

شهریور 1388 شمسی

عبدالکریم سروش

 منبع : سایت رسمی دکتر سروش

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 13:19  توسط سبزها  | 

دست به دست هم دهیم و گرداب را در ۲روز کامل نابود کنیم به خاطر دوستنمان که در بند این قاتلین هستند

ملت سبز ایران این اعمال وحشیانه و اهانت آمیز را برنمی تابد و به همین منظور حمله همه جانبه ای را به سایت گرداب خواهیم کرد .

روش حمله :

در روز های ۲۰ - ۲۱ شهریور پنجشنبه و جمعه به سایت WWW.WEBREFRESHING.COM رفته و در انجا نام سایت جنایتکار سپاه www.gerdab.ir را وارد کرده و در همان قسمت به زبان انگلیسی از شما انتخاب کنید که هر چند ثانیه یک بار سایت مورد نظر را رفرش کند؟ و شما هم اگر هر 10 ثانیه یک بار را انتخاب کرده و بعد گزینه ی START را بزنید.

به این صورت این سایت تا وقتی که شما ان را نبندید خود به خود و هر 10 ثانیه یک بار سایت سپاه را رفرش میکند (شما میتوانید چندین پنجره از سایت WWW.WEBREFRESHING.COM را باز کرده و چندین بار اسم سایت گرداب را وارد کرده و بگذارید تا این پنجره ها مدام سایت سپاه (گرداب) را رفرش کنند. با این کار به این سایت فشار زیادی خواهد امد و بعد هم از کار خواهد افتاد.این کار بخاطر سلب آزادی بیان این ارگان است.

نوجه داشته باشید ما از ساعت ۲۳:۵۹ چهارشنبه مورخ ۲۰ شهریور این کار آغاز می کنیم و تا ساعت ۲۳:۵۹ مورخ ۲۱ شهریور این کار را انجام می دهیم

از تمام وبلاگ نویسان می خواهم این مطلب را در وبلاگ خود قرار دهند و از تمام دوستان می خواهم که در یاهو مسنجر این خبر را send too all کنند
از وبلاگ نویسانی که این پست را در وبلاگ خود قرار داده اند خواهش مندم به نظرات وبلاگ http://www.moosavijan.blogfa.com/ بروند و بگویند که این خبر را قرار داده ایم تا یک آمار دقیق از وبلاگ هایی که این طرح را حمایت کرده اند به دست آوریم

ما رسانه نداریم رسانه ی ما شمایید
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 22:48  توسط سبزها  | 

دانلود سخنرانی سعید امامی و عکسهای شکنجه زن سعید امامی


سعید امامی این سخنرانی را در سال 1375 در دانشگاه همدان در برابر جمعی از بسیجی های دانشجو ایراد کرد . وی در این زمان معاون امنیتی علی فلاحیان و از مشاوران حوزه وزارتی , وزارت اطلاعات بود . در این سخنرانی سعید امامی خط و مشی وزارت اطلاعات در رابطه با نحوه برخورد با اپوزیسیون را به روشنی مطرح میکند و همچنین از روشها و تاکتیکهای وزارت اطلاعات در برخورد با مسایل امنیتی پرده بر میدارد .

بخش اول 

بخش دوم

بخش سوم

فیلم بازجویی از همسر سعید اسلامی

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 2:1  توسط سبزها  | 

در يكي از جنگها پيرمردي كه در غزوات و سريه هاي دوران پيامبر اسلام دوران جواني راپشت  مي گذاشت مشاهده كرد كه پيامبر پيش از جنگ و شروع درگيري ،ازسربازان پيری كه ريش و مويشان سپيد شده خواست كه موي سر و صورت خود را خضاب كنند.سالها بعد جوان مورد اشاره كه حالا عمر را در سالهاي پاياني پشت سر مي گذاشت و برف سپيدي بر موي سرو صورتش نشسته بود در جنگي به فرماندهي مولي علي شركت كرد و وقتي خلاف انتظارش مشاهده كرد كه حضرت علي دستور به خضاب كردن موي سپيد سر و صورت پيرمردها نداد؛به مولي علي انتقاد كرد كه سنت رسول خدا را رعايت نكرده است.پيرمرد غافل بود كه در زمان پيامبر عده سربازان دشمن در  اكثريت،و اغلب جوان بودند و در دوران مولي علي برعكس عده سربازان دشمن در اقليت بودند و سربازان سپاه اسلام در اكثريت .در چنین شرایطی نيازي به آراستگي سربازان پیر برای  به خضاب جواني به عنوان یک تاکتیک جنگی نيست.برای پیرمرد فارغ از چرایی رفتار ،صرفا رفتار و سنت مهم و مورد توجه بود .

سالها پيش در شرايطي كه كشور ايران تازه انقلاب نموده ودر سطح وسیعی مورد هجوم تبليغاتي و محاصره اقتصادي جهاني قرار گرفته بود؛حضرت امام در بياناتي با مضمون اينكه ما در دنيا به خاطر بي دوستي مجبوريم سوريه را دوست بناميم و همچنين در مطلبي با مضمون :واي به حال ما اگر روزي اسراييل از ما تعريف کند،خط مشی سیاست خارجی کشور را تبیین و تعریف نموده بودند.بر اهالی تفکر و تدبیر پوشیده نیست که با گذشت زمان وسپری شدن شرایط خاص اول انقلاب اکثر خط مشی های تعریف شده به خاطر شرایط خاص زمانی و مکانی شان نزول و خط مشی بعضی از رفتارها هم تغییر کند.

آن شرايط سپري شد و سالها براي كشور ايران نيز. اما ظاهرا نمايندگان منتخب و البته اصولگراي مجلس هشتم  در همان زمانهاي اول انقلاب و شرايط آن مانده اند.ظاهرا مسئولين دولت اسرايل اخیرا فرمایشاتی  نسبت به انتخاب سردار وحيد داشته و به این انتخاب واكنش نشان داده اند .همین واکنش ساده کافی بوده است تا نمايندگان مجلس نيز با تمسك به فرمايش آن زمان امام و بدون توجه به منافع ملي و حقوق موكلين خود از مخالفت با وزير پيشنهادي آقاي «احمدي نژاد» به مجلس خودداري و در ادامه هم قصد دارند به او راي مثبت هم بدهند.حال ديگر خيلي جالب است خط مشي نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي ديگر نه منافع ملي و منافع موكلين كه مخالفت با مواضع اعلام شده دشمنان فرضي خارجي و در راس آن اسراييل خواهد بود.كافي است در اين مورد به ليست بلند بالاي طرحها و لوايحي در مجلس هفتم و هشتم نگاه كنيد كه تنها دليل تصويب آنها صرفا تامين نوعي مخالفت با سياستها و مواضع اسراييل يا آمريكاست .به عنوان نمونه مي توان به طرح پيشنهادي جمعي از نمايندگان براي اختصاص مبلغ بيست ميليون دلار براي ايجاد برنامه اي براي مبارزه با استكبار و خرابكاري در آمريكا كه اخيرا از طرف نمايندگان ايران مورد برسسي قرار گرفته است اشاره كرد.

شما فكر مي كنيد با چنين گزك بزرگي كه اسراييل در دست دارد برای تامين منافع خودش از چه رويكردي در حوزه اعلام مواضع خود استفاده خواهد كرد. تركمانا نعل را وارونه زن

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 21:53  توسط سبزها  | 

صحبت با حضرت امام راجع به خلافكاريهاي اطلاعات

باز من در همان جلسه بعضي از خلافكاريهاي اطلاعات را براي امام گفتم، گفتم : "آقا من مي‎ترسم كار به جايي برسد كه يك روزگاري براي اينكه امتياز به ملت بدهيم مجبور شويم اطلاعات را منحل كنيم، همان طوركه رژيم شاه آخر كار با انحلال ساواك
مي‎خواست اين كار را انجام دهد ولي دير شده بود"، گفتم : "وقتي "ك گ ب " در "سيا" نفوذ مي‎كند و يا "سيا" در "ك گ ب " نفوذ مي‎كند "كه دو سازمان جاسوسي فوق العاده پيچيده و مجرب و كهنه كارند" احتمال بدهيد كه عوامل خارجي در اطلاعات ما نفوذ پيدا كنند و كارهاي خودشان را بكنند و آبروي اسلام و انقلاب را ببرند"; البته افراد مخلص و بچه هاي خوب هم در اطلاعات بوده و هستند، ولي يك عده فقط كار خودشان را مي‎كردند و آگاهانه يا ناآگاهانه به انقلاب لطمه مي‎زدند.

واقع مطلب اين است كه اطلاعات چون با اسرار جامعه سر و كار دارد بايد در انتخاب كارمندان آن بسيار دقت شود و به دست افراد متدين و عاقل و دلسوز و با تجربه و آگاه به مسائل اسلامي و در عين حال با عاطفه و سر نگه دار سپرده شود; در صورتي كه پرسنل اطلاعات فعلي بسيار متفاوتند، بعضي واقعا واجد شرايط مذكوره مي‎باشند، ولي برخي از رده هاي پايين افراد جوان و خام و بي اطلاع و تلقين پذير مي‎باشند، به آنان گفته مي‎شود " سربازان گمنام امام زمان " و اين جمله در آنان ايجاد غرور مي‎كند، و بسا در اين ميان بعضي رده هاي بالا از خامي آنان سوء استفاده مي‎كنند و به آنان دستورات غلطي مي‎دهند و آنان هم دستورات را وحي منزل مي‎دانند و در نتيجه بسا به اسلام و انقلاب و حيثيت اشخاص محترم و بي گناه ضربه مي‎زنند، بدون اينكه با توبيخ و مجازاتي مواجه شوند.



+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 9:55  توسط سبزها  | 

کمتر از دو هفته پیش بیش از ۱۲۰ چهره برجسته پزشکی با صدور بیانیه ای  ضمن اعتراض به رفتارهای ناشایست و خشن با معترضین به نتیجه انتخابات بر شناسایی و محاکمه عاملان و آمران فجایع حوادث اخیر تاکید نمودند.

در انتهای این بیانیه با اشاره تلویحی به رفتارهای اشتباه مسئولین تاکید شده بود که از این پس در بررسی صلاحیت افرادی که عهده دار مسئولیتهای کلیدی کشور خواهند شد لازم است سلامت روانی آنها توسط یک کمیته آگاه و مورد تائید جامعه پزشکی مدنظر قرار گیرد.

دیروز مقام رهبری در جمع نخبگان علمی و فرهنگی دانشگاه ها گفت:در حوادث پس از انتخابات تخلفات و جنایاتی صورت گرفته است که بطور قطع با آنها برخورد خواهد شد/ پیش قراولان حوادث اخیر را به دست نشاندگی بیگانگان متهم نمی‌کنم.

هفته ها قبل از این بیانیه و این بیانات مقام رهبری در بیانات خود به کررات و خصوصا در خطبه های نماز جمعه ۲۹ خردادماه ۱۳۸۸ اشاره کرد که سرنخ اتفاقات را در خارج از کشور جسجو کنید.

حالا شما لطف کنید و سلامت روانی بعضی ها را در تضادهای رفتاری جستجو کنید.

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 2:11  توسط سبزها  |